الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
266
دقائق العلاج ( فارسي )
روزها در بازار بر در هر دكان مىنشست و بصداى بلند مسائل فقهى و اصولى را بازگو مىنمود و مردم را به عمل به آن مسائل و ياد گرفتن آنها دعوت مىكرد و باز كس ديگرى را مىشناسم كه در اوايل بمسائل مربوط بفضائل و محبت ائمه عليهم السلام مىپرداخت و كمكم كارش با دعاى پيغمبرى و مهدويت انجاميد و براى اعلام اين مطلب به من مراجعه و از من مشورت كرد و ديدم كه بيمار است و بدرمان او پرداختم و پس از چند روزى بهبودى يافت و از ادعاى خود دست برداشت و شنيدم كه شخصى چنين مىپنداشت كه در خوراك او سوزن ريختهاند و هيچ غذائى را نمىخورد ، چهبسا كه كورهپز خيال مىكند كه تبديل بآجر شده و مىترسد كه او را بشكنند و يا مثلا دامدار ممكن است خود را گوسفند بپندارد يا صاحب سگ خود را سگ بيانگارد ، همچنين هر صاحب صنعتى بيماريش براساس صنعت و عادت اوست اما مواد بدنش فاسد مىشود و بخار حاصل از مواد زائد برنگ آنچه كه معتاد به آن است در مىآيد بنابراين بيمار امورى را كه با شغل و حرفه او بستگى دارد مىبيند و اگرچه در روزهاى نخستين بيمارى چندان محسوس نباشد اما كمكم كارش بالا مىگيرد و خيالات خوب و بد او بهم مىآميزند و عقل او نيز به همان وضع فاسد مىشود ، تا اينكه اين وضع شدت مىيابد و ممكن است كار بيمار با دعاء كشف و كرامت و امثال آن بيانجامد مثلا مىگويند ابن عربى چنين مىپنداشت كه منازل ماه در آسمان دخترانى دست - نخورده بودهاند كه او به آسمان بالا رفته و آنها را تصرف كرده است و همينكه بيمارى او زياد شد مردم دانستند كه ديوانه شده است . بيشتر سالكين متصوف و مرتاضينى كه بدون راهنما و استاد برياضت پرداختهاند و زاهدنماهائى كه علمى ندارند و دانشجوهائى كه بعلوم دقيق مىپردازند ممكن است به اين بيمارى دچار شوند ، اما خود و افكار خود را تندرست مىدانند ولى خداوند شاهد